پارادوکس - تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 0:00
ساکتم، خیلی وقته ساکتم سکوتی که دلیلش اتفاقا نداشتن حرف برای گفتن نیست، خستگی و ناتوانی از به زبون اوردن چیزاییه که گذشته و میگذره و ظرفیتش برای آینده هم همچنان پره، امروز ولی اومدم که در آستانه ی ۲۷ سالگی یکمی حرف بزنم، بگم خیلی سخت گذشت، شاید بگی عوضش گذشت ولی من قانع نمیشم، اره باشه گذشت ولی دردش...
- تاریخ: 1401/11/19 ساعت: 17:00
اونجا که هایده اوج میگیره میگه خسته تر از خسته ام! میخواستم بگم من از اونجاام خسته تر ام... خسته تر از اوج گرفتن برای فریاد خستگی...
چندین گانه - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 7:37
میگی هنرمند نیستی ولی من میگم روزت مبارکمیگی چرا؟پاکم کردی و از اول نستعلیق نوشتی منوسیاه سفیدامو رنگ زدیشکل دادی به قلبمرقص دادی به شعرامذهن بهم ریختمو معماری کردیآرومم کردی با موسیقی کلامتشدی نقش اول صحنه ی زندگی مناین خرابه رو آباد کردیمیگن هنر، هفتگانه ستمن بخوام از تو بگم باید این نظم هفتگانه ر...
تُنگ - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 7:37
و پناه می برم به بلاگفا از شر سوشال مدیای رانده شده!دو ماه و نیم سختی رو پشت سر گذاشتم، به طور مستمر تا همه چی تا میومد خوب بشه و یکم حس و حالمنرمال شه باز یه اتفاق جدید، یه حرف جدید، گند میزد و میشدم مثل مورچه ای که تا بالای دیوار دونه رو حملکرده و به محض رسیدن پاش لغزیده و مجددا پرت شده پایین، سر ...
حتی بدون عنوان - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 21:16
به خودم اومدم دیدم تو گوگل بلاگفا رو سرچ کردم به خودم اومدم دیدم وارد وبلاگم شدم به خودم اومدم دیدم غرق نوشته ها و کامنتای قدیمی شدم به خودم اومدم دیدم چقدر فرق کردمبه خودم اومدم دیدم دلایل دلخوشیام تغییر کرده به خودم اومدم دیدم نباید تو این دوسه سال انقدر بزرگ میشدم به خودم اومدم دیدم دارم اینجا بع...
ستاره - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 15:46
شاعر حتی بعد از مدت ها میاد و میگه سلام سلام همگی سلام زندگی سلامبچه ها سلامنمیدونم چی بگم، از کجا بگم، تا کجا بگمحرف واسه گفتن خیلی زیاده ولی از یه طرفم حرفی نیست که بزنم!نوشتن یادم رفته...الان میگم
خودشیفتگی لازمه:) - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 15:46
صدا ندارم...ولی تو خلوتم میخونم، سه تارمو برمیدارم و میزنم... سل سل فا می فا سل سل....میخونم که...شب به گلستان تنها، منتظرت بودم...باده ی ناکامی در هجر تو پیمودم....اون لحظه فقط میتونم فدای مضراب ریز
منِ درونِ او - تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 15:05
داشتم ازش دور میشدم به خودم اومدم دیدم دارم از خودم دور میشم!
شیرکاکائو - تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 15:05
میان آن همه نوشیدی های سرد و گرم و انواع چیز کیک ها و کیک های شکلاتی فقط یک کلمه گفت! "شیرکاکائو"! همان خوشمزه ای که بو کردنش آدم را سوار ماشین زمان کرده و از سواحل دریای محمود آباد و سیزده بدرهای کودکی و "بابا من هوس شیرکاکائو کردم" های بچگانه ی حاصل از لوس شدن تا زنگ تفریحای مدرسه که بیشتر بوی امت...
مبینا نخبه میشود - تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 15:05
+ گذر عمر چنان میگذرد که یکی باید بره جلوشو بگیره بگه کجا با این عجله؟-_- و همچنان ماه رمضون و حس و حال سال های قبل که فوق العاده ترینه مخصوصا سال 95 که فقط مهدیه میفهمه چی میگم:)))) ولی واقعا فازمونو در نمیکنم که چرا 5 دقیقه به اذان داشتیم تو چت آنلاین درباره محسن افشانی حرف میزدیم:))))) حیف کنکور ...
همایش - تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 15:05
اوج شانس من همونجاست که میرم همایش ثبت نام میکنم و خیلی خوشحال از اینکه تو شهیدبهشتی برگزار میشه و نزدیکه ولی یهو مکانش تغییر پیدا میکنه به دانشکده دندون پزشکی دانشگاه تهران:/ یکی به من بگه چطوری خودمو تا ساعت هفت برسونم به خیابون کارگر شمالی:| ساعت هفت و ربع صبحم در های ورودی رو میبندن:| اصلا یکی ا...
و علیکم السلام - تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 15:05
+ الان حس کسی رو دارم که بعد از بیست سال به خونه ی قدیمیش که پر شده از گرد و خاک و تار عنکبوت برگشته:)) ویژگی های تار عنکبوت؟ استحکام؟چسبندگی؟کشسانی؟ گرم؟ نرم؟ زیبا؟جادار؟مطمئن؟ یعنی دیگه لازم نیست این مزخرفاتو بخونم؟:))) یعنی کنکور تمو شد؟ یعنی نتایجش اومد؟:))))
شب پرستاره - تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 15:05
تاریخ: 9 مرداد 97 زمان 11 شب تو اتاق تاریک چشمای گرم شده و فکر و استرس اعلام نتایج کنکور فردا و اینکه فردا این موقع چه حالی دارم گذشت انواع بدوبیراه به مسئول سازمان سنجش که واسه دق دادن ماام شده میبینی یهو همین الان میگن "اومد!" ویبره ی گوشی و فکر اینکه ببینم کی پیام داده یانه؟! یه چشم بسته و یه چشم...
ترمک - تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 15:05
طبق عادت معهود سال تحصیلی شروع شد و هورمون هجوم به بلاگفا در تمامی غدد طنین انداز شد بگذرم از بدبختیای انتخاب رشته و گیر کردن بین چندتا رشته و حتی گذشتن از شهید بهشتیِ بعضیا(صدایش را صاف میکند) برسیم به شروع مرحله ی جدیدی از زندگی به اسم ترمکیسیسم که هنوز مهر دانشجوییمون خشک نشده دوندگیامون بین کلاس...
زخمي شدگانيد:)) - تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 23:14
+دو دقيقه خواستيم از خونه بيريم بيرون ديديم آلودست اومديم همون دو دقيقه رو تو خونه سپري كنيم ديديم زلزله اومد گفتيم خب پاشيم بريم از اين شهر بريم ديديم بعله...همه جا رو ويبره ست تصميم گرفتيم بريم از اين ديار ديديم عوارض زياد شده همين شد كه يه كوله پشتي با بطري آب و بيسكوييت و وسايل ضروري گذاشتيم كنا...
زخمي كنندگانيم - تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 23:14
+تخم مرغ از نه هزار تومن شد بيست هزار تومن:)) يعني چي؟ يعني اگه خانوم مرغه روزي دوتا تخم بذاره در آمد روزانشون ميشه چهل تومن و تو يك ماه يك ميليون و دويست تومن درميارن:)) يعني درآمدشون از يه خانواده ي سطح متوسط جامعه بيشتره و تازه عاقا خروسه لازم نيست بره سر كار #مرغ _هم_نشديم +اين تبليغاي تلويزيونو...
بعد مدت ها:) - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 1:11
شنيدين ميگن هروقت خواستي حرفيو بزني اول فكر كن بعد به زبون بيار؟ بعضي از اين دور و بريا انقدر طرز فكرشونم مشكل داره بايد بهشون گفت عزيزم قبل اينكه فكر كني ، اول فكر كن، بعد فكر كن:)) +اگه مطلبو نگرفتين مشكلي نيست:)) اوني كه بايد ميگرفت گرفت
ايش:/ - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 1:11
علم و دانش اگر تا ثريا هم برود، بي شك والديني از سرزمين پارس  ما را به سمت آن پرتاب خواهند كرد:))) +ثريا هم شخص خاصي نيست لطفا نيايد سايز پاشو بپرسيد ، مرسي اه:)))
محرم96 - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 1:11
+عاشوراي نود و شيشم تموم شد و طبق معمول هر سال آثار پلاستيكاي نذري عزاداران مومن در كنار خيابوناباقيست-_- +امسال هم مثل هميشه شب عاشورا در خانه ي خاله ي گرام بوديم +بايد سعي كنم بعضي از فاميلاي دورو حداقل سالي سه چهار بار ببينمشون چون وقتي سالي يبار يا اصلا يكسال درميون منو ميبينن ميبرنم زير ميكروسك...
*_* - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 1:11
*_* ميگم يوقت زشت نباشه آجيلاي عيدمون پريروز تموم شد؟:)) +بله از اتاق فرمان هم اشاره ميكنن كه "كُلُّ شئٍ يرجع الي بلاگفا"=)) + تاريخ سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ نويسنده مبینآ |