برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
اونجا که هایده اوج میگیره میگه خسته تر از خسته ام! میخواستم بگم من از اونجاام خسته تر ام... خسته تر از اوج گرفتن برای فریاد خستگی...
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
به خودم اومدم دیدم تو گوگل بلاگفا رو سرچ کردم
به خودم اومدم دیدم وارد وبلاگم شدم
به خودم اومدم دیدم غرق نوشته ها و کامنتای قدیمی شدم
به خودم اومدم دیدم چقدر فرق کردم
به خودم اومدم دیدم دلایل دلخوشیام تغییر کرده
به خودم اومدم دیدم نباید تو این دوسه سال انقدر بزرگ میشدم
به خودم اومدم دیدم دارم اینجا بعد مدتها مینویسم
به خودم اومدم دیدم نه سایز متن برام مهمه نه رنگش
به خودم اومدم دیدم چشمام خیس شده...
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
+ گذر عمر چنان میگذرد که یکی باید بره جلوشو بگیره بگه کجا با این عجله؟-_-
و همچنان ماه رمضون و حس و حال سال های قبل که فوق العاده ترینه مخصوصا سال 95 که فقط
مهدیه میفهمه چی میگم:)))) ولی واقعا فازمونو در نمیکنم که چرا 5 دقیقه به اذان داشتیم تو
چت آنلاین درباره محسن افشانی حرف میزدیم:)))))
حیف کنکور دستمو بسته بود و
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
تار عنکبوت برگشته:))
ویژگی های تار عنکبوت؟ استحکام؟چسبندگی؟کشسانی؟ گرم؟ نرم؟ زیبا؟جادار؟مطمئن؟
یعنی دیگه لازم نیست این مزخرفاتو بخونم؟:)))
یعنی کنکور تمو شد؟
یعنی نتایجش اومد؟:))))
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی